مباحث اخلاقی

فلسفه اخلاق هم به تأمل و تدقیق فلسفی مجال میدهد، هم به سنجش انتقادی ابعاد گوناگون زندگی

مباحث اخلاقی

فلسفه اخلاق هم به تأمل و تدقیق فلسفی مجال میدهد، هم به سنجش انتقادی ابعاد گوناگون زندگی

در اولین همایش دانشجویی فلسفه مقاله ای مرتبط با پرسش «چرا اخلاقی باشیم؟» ارائه خواهم داد.

  • سید محسن اسلامی

آقای دکتر سعید انواری، به واسطه دکتر مهدی اخوان، فایل ترجمه طالبوف از تأملات مارکوس اورلیوس را در اختیارم گذاشتند تا برای آن معرفی بنویسم. ماحصل در کتاب ماه فلسفه، شماره 77 (بهمن 1392) چاپ شد. می توانید 

دریافت مقاله


اولین بار چندین سال پیش کتاب تأملات را خواندم و بعد از آن گاه به گاه آن را می بینم و بعضی فقرات را می خوانم. شخصاً از آن بسیار لذت برده ام و ارزشمندش می دانم. و از اینکه چیزی درباره آن نوشته ام خوشحالم. 

از دکتر انواری و دکتر اخوان نیز ممنونم. 

  • سید محسن اسلامی

ترجمه ام از مقاله زیر در کتاب ماه دین شماره 194 (آذر 1392) منتشر شد.

"Plantinga's Replacement Argument" by Peter van Inwagen in Deane-Peter Baker (ed.), Alvin Plantinga. Cambridge University Press (2007)

دریافت
حجم: 336 کیلوبایت

  • سید محسن اسلامی

دوستی سوال کردند که حرف حساب گیاه خواری چیست و آیا منظورشان غیراخلاقی بودن مصرف گوشت است یا خیر. خیلی مختصر برداشت خودم را می گویم.

  • سید محسن اسلامی


سید محسن اسلامی

sm.eslami@yahoo.com


دوست عزیزم آقای محسن زندی مطلبی با موضعی به نحوی منفی درباره گیاهخواری نوشته‌ و در صفحه فیسبوک خود منتشر کرده است [کامنت اول را در پایین صفحه بببیند]. من از آنجا استفاده نمی‌کنم، اما چون ایشان لطف کردند و مطلب‌شان را برای حقیر ایمیل هم کردند، برای سپاسگزاری از ایشان صرفاً به چند نکته در مخالفت با نوشته ایشان اشاره می‌کنم.

  • سید محسن اسلامی

1. سر جمع کمتر از 15 نفر در سالن بودند.

  • سید محسن اسلامی

مقاله ای درباره فرااخلاق در اخلاق زیست محیطی ترجمه کرده ام. امیدوارم چاپ شود. 

طبعاً پیشکش است به کلاس اخلاق زیست محیطی در دانشگاه قم، یا به تعبیر دقیق تر به استادش. 

  • سید محسن اسلامی

کتاب «رویای نوشتن» را مژده دقیقی ترجمه و جهان کتاب چاپ کرده است. این کتاب هفت گفتگو با هفت نویسنده است و  گفتگویی با مصاحبه گر. ترجمه خوب و گفتگوها جالب و آموزنده اند. خواندنِ گاه به گاهِ چنین مطالبی - به ویژه در قالب گفتگو یا قطعات کوتاه - خستگی را از تن بیرون می کند و آدم را به کار کردن ترغیب می کند. 

در این نوع گفتگوها برخی نکات همیشه برایم جالب است و با چشم دنبال آنها می گردم، از جمه:

- سنی که طرف نویسندگی را شروع کرده است؛ مثلاً وقتی می بینی نویسنده رمان نوبلیِ «کوری» در 50 سالگی (یا همین حوالی) تازه نویسندگی را شروع کرده، احساس می کنی «خب، پس عقب نیستم، وقت هست!»

- سختی ها و دشواری هایی طرف متحمل شده است؛ مثلاً وقتی می بینی ریموند کارور در حوالی 20 سالگی با همسرش و دو فرزندشان در یک ماشین به صورت متحرک زندگی می کرده اند، فکر می کنی «زیاده طلب نباش، بیش از آنچه نیاز است داری!»

- برنامه روزانه ای که نویسنده دارد؛ مثلاً وقتی می بینی طرف فقط صبحِ علی الطلوع یا آخرِ شب وقت دارد یا روزی نهایتاً 2 ساعت به نوشتن می نشیند، با خود می گویی «پس نیاز نیست 24 ساعت خالی داشته باشی تا کاری کنی، بالاخره می شود یک زمانی را مهیا کرد!»


شما هم اگر چنان نکاتی یا چنین نکاتی درباره اشخاص دیگری در ذهن دارید لطفاً بفرمایید.

  • سید محسن اسلامی
یک دو سال پیش برای برگزاری کارگاه «چگونه فلسفه بخوانیم، بنویسیم، و ببافیم» در اینترنت هم جستجو کردم تا شاید مطلبی مفید بیابم. یکی از بحث های جالب مزایای اینترنت و قابلیت های آن برای مطالعه فلسفه بود.

یکی از نکات این بود که وقتی متن می خوانید، برای راحتیِ چشم، به جای اینکه صفحه را اندک-اندک با چرخاندن کلیدِ وسط ماوس پایین بیاوریم، از کلیدهای کیبورد یعنی Page Up و Page Down استفاده کینم.
تجربه من هم می گوید این طوری چشم راحت تر است.
  • سید محسن اسلامی

نمی دانم این برنامه از کِی شکل گرفته، اما سه سالی هست من از آن خبر دارم: در نیمه ماه رمضان، افراد و تیم ها و گروه های مختلف به قله برف انبار (فردو، قم) صعود می کنند. ارتفاع قله حدوداً 3200 متر است. پای کوه چشمه دارد و مسیر رسیدن به پای کوه از میان باغ ها می گذرد. محیط طوری است که می توان خانوادگی تا پایِ چشمه هم رفت. خلاصه در این شب کوه حسابی شلوغ می شود. 

امسال با چند نفر از دوستانم رفتم. ساعت 11:30 از ماشین پیاده شدیم، 12 رسیدیم پایِ چشمه، و بعد از مسیرِ خلوت تر (و سخت تر و طولانی تر، در عوض خلوت تر و زیباتر) رفتیم. حدود ساعت 3 رسیدیم به قله و ساعت 3:30 برای خوردن سحر نشستیم. امکانات کم بود، از جمله نان! به هر تقدیر سعی کردیم سیر بخوریم. 

بعد از اذان به سمت چشمه برگشتیم. حدود 5:15 پایِ چشمه بودیم. همانجا آب برای وضو و سنگ برای سجود بود. بعد هم کم کم برگشتیم. 

***

کوه پیمایی شبانه لذت بخشی بود. بر خلافِ صعود شبانه به دماوند در 28 اسفندِ 1391، آن هم 2 نفری، آن هم از جبهه شمالی، با آن همه باد و بوران و طوفان و برف و سرما و در لحظاتی پر از «ترس» و «نگرانی»، این برنامه هیچ دلنگرانی نداشت و بسیار آرام بود - هرچند آن طور که باید و شاید «آرامش» نداشتم. 


راستی، روز و شب ندارد: اگر کوه رفتید کوه را تمیز نگه دارید. دیگر اینکه حتی الامکان موجودات زنده را لگدمال نکنید. زمین خدا وسیع است.

  • سید محسن اسلامی

یکی از کلیدواژه هایی که در اثر جستجوی آن به اینجا رسیده اند این است: «ایمیل گروه فلسفه کمبریج». من نمی دانم چطور این جستجو به اینجا ختم شده، و بیشتر از آن نمی دانم که مگر می شود با جستجوی این تعبیر به ایمیل گروه فلسفه کمبریج رسید؟ و اگر با این روش به آن برسیم، می خواهیم با آن آدرس ایمیل چه کنیم؟ (مکاتبه به زبان فارسی؟!)

  • سید محسن اسلامی

دوست عزیز آقای موسوی فرموده «شما که دم از تقلب می زنی اصلا کتاب و مقالاتی که ترجمه می کنی از نویسنده و انتشاراتش اجازه گرفتی»

اول. از ایشان بابت نظرشان ممنونم.

دو. گذشته از بخش «شما که دم از تقلب میزنی»، باید عرض کنم که نه، من در غالب موارد اجازه نگرفته ام و تا جایی که یادم می آید فقط در موردِ کتابی که چاپ شد از مؤلف اجازه داشتیم. این مسئله به «کپی رایت» بر می گردد که برای خودش داستانی است. موافقم که باید حداقل آدم سعی کند که اجازه بگیرد و من در این باره کاهلی کرده ام. تازه، اگر هم نویسنده اجازه نداد، چنانکه آقای حسن کامشاد درباره چند کتابش تعریف می کند، ما کارِ خودمان را می کنیم (و ایشان تعبیری شبیه «به ریش آنها می خندیم» هم داشت، شاید هم نه). 

سه. در مورد بخش «شما که دم از تقلب میزنی؛» الان مجال توضیح بیشتر درباره نکته دو را ندارم، اما بگذاریم این را بگویم که مقوله تقلب و سرقت از کپی رایت جدا است - و دکتر سید حسن اسلامی در نوشته هایش در این موضوع به این مطلب اشاره کرده است.

اگر من کتاب کسی را ترجمه کنم و به عنوان «تألیف» چاپ کنم (چنانکه موارد متعددی رخ داده و حتی افرادی که اسمشان را زیاد شنیده ایم چنین کرده اند، از مقاله گرفته تا کتاب) آن کار انتحال است. ولی اگر کتاب کسی را ترجمه کنیم و با مشخصات کامل نویسنده منتشر کنیم، این کار ممکن است نقضِ کپی رایت باشد، اما انتحال نیست؛ چون هرآنچه لازم است را انجام داده ایم تا مشخص باشد که «مولف» کیست.


مجددا بابت این تذکر از آقای سید محمد موسوی مطلق بسی سپاسگزارم. حالا که امکان ایمیل هست، سعی میکنم لااقل به صاحبان آثاری که ازشان ترجمه می کنم «اطلاع» دهم. برای شروع، به نویسنده مقاله ای که ترجمه کرده ام و هنوز چاپ نشده ایمیل زدم و او را در جریان کارم گذاشتم.

  • سید محسن اسلامی

این مقاله کوتاه و تحلیلی، ترجمه آقای علی شهبازی و بنده، در شماره خرداد کتاب ماه دین منتشر شد.

دریافت

حجم: 393 کیلوبایت


جناب آقای شهبازی مترجم چند کتاب مهم و مفصل هستند و من افتخار شاگردی شان را داشته و دارم.

اولین کار بلند من در ترجمه هم زیر نظر ایشان بود که از این بابت دِین زیادی به گردنم دارند.

  • سید محسن اسلامی